گروه علمی فرهنگی هنری

سایه

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب


امکانات


و امروز بود که...

وقتی که از سفر نه ماه ات بازگشتی یقین دارم که در کائنات جشن و سروری برپا و ملائکه و کروبیان خوش سیما همه به پایکوبی و رقص مشغول و ساقی می ای از عمق جان میفشرد و مطربان بر ساز خود زخمه و نوای خوش آمدی سر میدادند که آمد...آمد... نوری دگر از نورستان و گلی از گلستان و روزنه ی امیدی دیگر که گشوده شد در این زندان تاریک و سروشی از ملکوت که خلیفه ای دگر پای نهاد بر این فرش خاکی تا دوباره رخت بربندد و پای پرواز بگیرد و سفری نو آغاز و مایه فخر جل جلاله شود بر عالم که این ست همان آدمی که مسجود شد و کرامت بخشیدمش بر هر دو جهان و کون و مکان و چنین است که آفریدمش برای خود و عالمی را برای او...

و نام نهانیده شدی از پدر به نامی نیکو،چنان نیکو که در کلام و کلمه نمی گنجید و از این باب تورا بهترین بهترین نام نهادند که به راستی چه نامی توان یدک کشیدن روح بزرگ  تو را داشت و چه نیکو انتخابی که بهنام نهادند تو را...

از صمیم دل با تکاتک ذره ذره وجودم برایت آرزو بهترین ها را دارم هم چو نامت...

ای خوشه نور تولدت مبارک...

 


نويسنده: saayeh تاريخ: پنج‌شنبه 22 تیر 1391 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

سايه...

سایه هم هست و هم نیست...مجازیست در عین حقیقت...مجازی که خبر از حقایقی میدهد...و آن حقیقت...حقیقت انسانیت است...

نويسندگان

کاوش

Template By: LoxBlog.Com


© All Rights Reserved to 4799.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟