گروه علمی فرهنگی هنری

سایه

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب


امکانات


تقلب

تقلب برای من !!! چگونه!!!

 

 سریع میرم سر اصل مطلب

انواع تقلب که من کردم.....

یکی از بزرگترین تقلب های تاریخ عمرم بر میگرده به سال سوم دبیرستان جایی که من امتحان زبان انگلیسی داشتم.

منم که انگلیسیم اصولا رو 16.17 میشد و کلا رو نمره ی این درس حساب نمیکردم.....خلاصه محمد علی که بهش میگفتیم ممد مبسر کلاس بود و بغل دستی من و رفیق صمیمیم بود....یه ربع قبل امتحان رفتیم اینجا که برگه امتحانی ها را کپی میزنند .............به به به.....دارند برگه امتحان زبان انگلیسی را کپ میزنند .....ااا حواسش نیست....یه دونه کش رفتیم:D:D:D.......خلاصه امتحان تستی بود ما هم اومدیم جواب تک تکش را دادیم و بعدم امتحان و 20.....چه حالی داد

ولی میگم کلا تقلب بلد نیستم بگید نه......رفتم سر امتحان اندازه گیری نادرپور....یه 2تا فرمول بلد نبودم گفتم بزار رو صندلی بنویسم.....جاتون خالی خوش خط و خوانا نوشتم ..... امتحان شروع شد.....1دقیقه بعد از پخش برگه ها من: استاد ببخشید میشه من برم عقب اینجا آفتابه:D........بعد که جام را عوض کردم :) ....... تو این سبک یه 2تا دیگه هم دارم.....:)

یکی دیگه هم سر امتحان مدار منطقی یه سوال بود میخواستم شانسی بزنم بره گفتم مجتبی جواب این ضرب چی میشه (آخه ضرب نخونده بودم که) گفت گزینه 2 دقت کردم دیدم میشه گزینه 3 خودم.....زدم اومدم بیرون ..... دیدم علاوه بر گزینه ها خود سوال ها هم فرق داره...:)

دیگه مثلا سر امتحان همه خرخون ها را جمع میکنم و یه دونه تقلب هم نمیکنم.........

ولی عوضش از من خوب تقلب میشه......تا دلتون بخواد.....منم حرفی نمیزنم آآآآ ولی نمیدونم چجوریه که میبینند دیگه یعنی ریز و بد خط هم که بنویسم آخرش یکی میاد میگه آقا بهنام دمت گرم خیلی امتحان خوبی بود من: :|.......یعنی یه سری ها واقعا حرفه ای عمل میکنند .

ولی یه بار سر امتحان دیفرانسیل بود که من ردیف 2 نشسته بودم طرف برگش گفت بیا این موبایل یه عکس از صفحهت بگیر......(اول امتحان).....یهو استاد گفت آقا صاف بشین منم ترسوووووووووو...... هول کردم.....تا آخر امتحان هیچی ننوشتم......بعد امتحان اومده میگه دمت گرم امتحان خوبی بود حالا یه عکس میگرفتی ....میخواستم سرش را با گیوتین(یه همچین چیزی) بزنم......میانترم فکر کنم شدم 0.5......ولی پایان ترم جبران شد.:)

آخرین تقلبی که کردم بر میگرده به چند روز پیش سر امتحان آشنایی با قرآن که منو علی با همکاری هم برگمون را کامل کردیم و العان 2تا بیست داریم تو کارناممون (البته اون امتحان سبکش این بود که اگه تقلب نمیکردی یعنی اصلا دانشجو نبودی)

از شیوه های جدیدی که دوس دارم یه سری امتحان کنم اینه که برگم را عوض کنم هنوز آدمش را پیدا نکردم ......

 

حالا اگه شما هم تقلب بزرگی کردی بیا و بگو تا ما هم با تجربیات کاملا مفید شما آشنا بشیم.........

 

.......................................................................................................................................................

یه نقاشی هم دارم گفتم میخواستم پست  بزارم ولی از بس زشت بود و افتضاح نمیزارم میزارم با نقاشی های بعدی با هم میزارم. البته غمگین هم بود منم دیدم نیمه شعبانه گفتم یه کم چرت و پرت بنویسم شاد بشیم.

........................................................................................................................................................

توجه توجه :

از دوستان عزیز کسانی که میخواند پست بزارند و مطلبشون را تو این وب بزارند (از خاطره گرفته تا داستان و مقاله علمی و نقاشی و هرچیز مفید.....) میتونند عضو گروه بشند و مطلب را بزارند ما هم به محض این که مطلب گذاشتند تایید میکنیم و اسمشون را میاریم توی صفحه.....سپاسگذارم از توجه تون . نیمه شعبانتون هم مبارررررررررررررررررررررررک

 


نويسنده: behnamt تاريخ: پنج‌شنبه 15 تیر 1391 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

سايه...

سایه هم هست و هم نیست...مجازیست در عین حقیقت...مجازی که خبر از حقایقی میدهد...و آن حقیقت...حقیقت انسانیت است...

نويسندگان

کاوش

Template By: LoxBlog.Com


© All Rights Reserved to 4799.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران