گروه علمی فرهنگی هنری

سایه

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب


امکانات


تو را دیریست من چشم انتظارم بهار

 

تو را من چشم در انتظارم بهار

من ان شاخ تکیده و خشکیده ی در بادم

تو را من در انتظارم ای بهار

برف سفید غم چندیست که بر دلم لانه کرده

بیا و این دل را گل آذین کن بیا ای نسیم بهار

شعله های آتش سرخت بوسه بر جان خواهد زد

تو را من چشم انتظارم ای نسیم بهار

ای بهار صورت ترکیده ام را سفیداب و سبزه بخش

دلبرگان دست به دست گل هایت  خواهند سپرد

با عطرت بوی خدا را احساس می کنم ای بهار

بوسه بر لب خدا با باد خواهم زد بهار

تو را من دیریست چشم انتظارم بهار

احمد سپنتامهر


نويسنده: mk تاريخ: یکشنبه 28 اسفند 1390 موضوع: [Post_Cat_Title] لينک به اين مطلب ارسال نظر(0)

سايه...

سایه هم هست و هم نیست...مجازیست در عین حقیقت...مجازی که خبر از حقایقی میدهد...و آن حقیقت...حقیقت انسانیت است...

نويسندگان

کاوش

Template By: LoxBlog.Com


© All Rights Reserved to 4799.LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران