اینجاست دستشویی دلگیر و تنگ و تار
یک جایگاه امن به هنگام اضطرار
هر چند از صمیم دلش بو گرفته است
اندیشه های ناب میانش نهفته است
هر بار ذهن من شده درگیر یک سوال
مانند صرف ماضی اجوف در افتعال
آنجاست راه حل تمام سوال ها
ترکیب ها معادله ها احتمال ها
چون هست کل داخلش از لای در عیان
آدم معذب است کم و بیش توی آن
گاهی به گوش می رسد از داخلش صدا
از عقده های توی دل بنده و شما
پشت درش چقدر نوشتیم خاطره
بحث سیاسی و ادبی و مشاعره
تصویر قلب عاشق و یک تیر و یک کمان
حل سوال های خفن قبل امتحان
چیزی نوشت هر بشری تا در آن نشست
این مستراح نیست که دفترچه خاطره است
هم جای استراحت و هم محفل نشاط
تا خرخره پر است از انواع جامدات
هر روز هفته سقفش اگر می شود خراب
یا اینکه نیست در شکم آفتابه آب
هر چند نقش بسته به دیوار آن لجن
من دوست دارمش نه به اغراق...واقعا
بیچاره قفل درب قشنگش شکسته است
احساس می کنم که از این وضع خسته است
شاعر:سعید طلایی
نظرات شما عزیزان:
حيدري 
ساعت13:57---6 تير 1391
چرا فكر كنم پاي يهود در ميون بود
حيدري 
ساعت23:07---5 تير 1391
قشنگ بود پاسخ:به کسی توهین نکرده بود؟؟!! فکر کنم پای یهود و استکبار هم وسط بودا!!!(این فقط شوخی بود)
اُردیسم 
ساعت19:32---5 تير 1391
حکیم فرزانه اُرد بزرگ می فرماید :
" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است "
از کتاب سرخ
اُردیسم 
ساعت19:28---5 تير 1391
حکیم فرزانه اُرد بزرگ می فرماید :
" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است "
از کتاب سرخ
|