ترانه مشکل عمومي موسيقي پاپ ماست. تنها خلاصه به آثار محسن چاووشي نميشود. البته يک حقيقت تلخ هم وجود دارد. هيچگاه براي ترانه استاندارد خوبي وجود ندارد. تمام کساني که ترانه را نقد و بررسي ميکنند هيچگاه به استاندارد خاصي در ترانه اشاره نميکنند. با اين وجود همه چيز نسبي است. هر چند در اين نسبيت ما رو به تعالي سير نميکنيم، اما حداقل دست منتقد براي مقايسه باز است. آثار محسن چاووشي از ديدگاه ترانه سرايي هميشه روي يک خط سينوسي قرار داشته که اوج و فرودهاي با اختلافي دارند. اين اتفاق يک دليل عمده ميتواند داشته باشد. اينکه خود چاووشي هم در يک خط مستقيم حرکت نميکند. او مدام تغيير سبک ميدهد و در گستره پهني از موسيقي پاپ و راک در حال رفت و آمد است. خوانندهاي که آلبومهاي اول او مانند خودکشي و متاسفم، فضايي کاملا تلخ و سياه دارد، در آلبومهاي اخير خود به آهنگهاي بندري و شش و هشتي ميرسد که همه را به تعجب وا ميدارد. اين تغيير سبک طبيعتا در ترانههاي او هم تاثير زيادي دارد. خيلي طبيعي است که براي يک ترانه بندري و شاد نميتواند شعري تلخ و سياه استفاده کنيد، و برعکس. شايد از نظر هنرمند اين تغيير رويه نقد درستي نباشد، اما درست جايي به مشکل برميخوريم که خواننده با يک تغيير ژانر، ذهنيت مخاطب را تحت تاثير قرار ميدهد. جداي از ويژگيهاي فني موسيقي و اينکه آيا محسن چاووشي توانايي اجراي اين گستره را دارد يا نه، اين آشفته کار کردن باعث آشفتگي ذهن مخاطب هم ميشود. نخي که حرفهاي پاراگراف بالا را به هم وصل ميکند، ترانه است. ترانه بار اصلي اين آشفتگي را به دوش ميکشد.
تنظيم هميشه يکي از ويژگيهاي آلبومهاي چاووشي بوده. تنظيم حتي سهم بيشتري از فرآيند توليد يک آهنگ را نسبت به آهنگسازي دارد. تنظيم خوب ميتواند ضعفهاي ديگر آهنگ مانند ترانه يا آهنگسازي را بپوشاند. مخصوصا در سبکهاي پاپ و راک که دست تنظيم کننده باز است و با طيف گستردهاي از سازهاي کلاسيک و الکترونيک مواجه است. در اينگونه موارد تنظيم خوب و متفاوت انجام دادن کاري بسيار دشوار و حساسي است. اگر نگاهي به سير کارهاي چاووشي کنيد ميبينيد که سبک کاري او بسيار وابسته به تنظيمکنندههايي بوده که در اين مدت با او همکاري ميکردند. محمدرضا آهاري تنظيم آلبوم يه شاخه نيلوفر را بر عهده داشت. آلبومي که همچنان به عقيده نويسنده بهترين آلبوم چاووشي در بين آلبومهاي رسمي اوست. يکي از ويژگيهاي «يه شاخه نيلوفر» تنظيم خوب آن است. تنظيمي که با شناسنامه حرفهاي چاووشي که پيش از انتشار اولين آلبوم رسمياش او را با آن ميشناختند. پيوستن شهاب اکبري به محسن چاووشي براي تنظيم آهنگها همراه بود با تغيير سبک آهسته و آرامي از او که در آلبومهاي بعدي به خوبي مشهود بودند. اين سير تغييرات ادامه داشت تا آنجا که در «پرچم سفيد» شما با تنظيمي کاملا متفاوت از اين خواننده روبرو هستيد. تنظيمي که بيشتر بر اساس سازهاي الکترونيک و به خصوص گيتار الکتريک طراحي شده است. در کمتر آلبوم داخلي ميتوانيد پيدا کنيد که به اين ميزان از گيتار الکتريک به عنوان ساز سولو در تنظيم استفاده شود. در عوض در «يه شاخه نيلوفر» تنظيم کننده از ويولن به عنوان يکي از سازهاي اصلي استفاده کرده که ردي از آن در «پرچم سفيد» نميبينيد.
زماني که تک آهنگ «دلتنگ» منتشر شد، خيليها اين تصور را داشتند که چاووشي به گذشته خود رجوع کرده. «دلتنگ» در عين حال که نشانههاي زيادي از نوآوري همراه خود داشت، بازگشتي هم بود به دوران رو به اوج چاوشي در آلبوم «يه شاخه نيلوفر» و قبل از آن. اما آلبوم جديد اين را نشان نميداد. دلتنگ احتمالا يک تک آهنگ جدا افتاده از «پرچم سفيد» است که به علت ناهمگون بودن، از آلبوم بيرون گذاشته شده است. چرا که شما در پرچم سفيد با آهنگهايي مانند «مردم آزار»، «جوابم نکن» و... سافتراکهاي فانتزي از لحاظ ساختار مواجه هستند که ترانههايي سياه و خاکستري از جنس کارهاي قبلي چاوشي در آنها گنجانده شده است. يک پارادوکس غيرمنطقي که در تغيير مسير چاوشي به وجود آمده است.
با دو نگاه ميشود در مورد آلبوم چاوشي به جمع بندي رسيد. اول اينکه اين آلبوم را جداي از سوابق خواننده و گروهش و به صورت تکي نگاه کنيم. در اين نگاه نبايد نگاهي به گذشته داشته باشيد و فرض کنيد که اين تنها آلبوم چاوشي است که به بازار ارائه شده. در اين صورت آلبوم نقاط ضعف و قوت زيادي دارد که در بالا به بعضي از آنها اشاره شد. نقاط ضعف و قوتي که ميتواند يک برآيند قابل قبولي داشته باشد. اما فقط قابل قبول. نه عالي و نه خوب. قطعا چاوشي با اين آلبوم به تنهايي نميتوانست سوپر استار شود. چاوشي در اين آلبوم يک خواننده کاملا معمولي است. خوانندهاي که تلاشهاي قابل ستايشي براي نوآوري و حرکت پويا در موسيقي پاپ انجام داده، اما نتيجه چندان چشمگيري ندارد.
نگاه دوم اين است که آلبوم را در ادامه سير کارهاي چاوشي ببينيد. بعد از آلبومهايي مانند «يه شاخه نيلوفر» يا آلبومهاي ماقبل آنکه به صورت غير رسمي منتشر شدند. در ادامه موسيقي فيلم سنتوري که ميتوان به عنوان شاهکار چاوشي در سالهاي گذشته از آن اسم برد. حتي در ادامه «ژاکت» و «حريص» که بهترين آلبومهاي چاوشي نبودند ولي سطح قابل قبولي داشتند. در اين نگاه بدون شک «پرچم سفيد» ضعيفترين کاري است که چاوشي تا به حال ارائه داده است.
منبع : اختصاصي سايت موسيقي ما/علي رضوي
نظرات شما عزیزان:
mohammad 
ساعت11:50---7 فروردين 1391
سلام
موبایل. آیفون 4 .تلویزیون .تبلت .رایگان !!! به خدا واقعیه ....
حتی لازم نیست یک ریال هم بپردازید. به خدا الکی نیست
درست مثل من ولی منم تا موبایلو در خونم بهم ندادن باور نکردم.
شما با ثبت نام در این سایت و دعوت کردن دوستان به این سایت محصول رایگان ( موبایل، لپتاب، تبلت، کنسول بازی، تلویزیون LED و ...)تحویل بگیرید. باور کنید حقیقت داره.
کافیه به این وبلاگ برید
http://barandehsho.loxblog.com/
آموزش تصویری و دیگر مسائل
تو رو خدا اگه خواستید ثبت نام کنید فقط یک بار با .
یک کامپیوتر ثبت نام کنید
چون اگه چند بار ثبت نام کنید اکانت شما حذف خواهد شد.
بسیار بسیار ممنون
موفق باشید
|