رئیس حشیشی
با اجازه از جناب فصیحالزمان شیرازی
همه هست آرزویم که بفهمم این حَشیشی،
ز چه رو در این اداره ز همه گرفته پیشی؟
نشده رئیس اینجا در اِزای کاسه لیسی
که شده رئیش اینجا در اِژای کاشه لیشی
نه به خاطر نبوغش، نه نگاه پُر فروغش
شده این قَدر حقوقش، به دلیل قوم و خویشی
همه هست آرزویم، بروم به او بگویم:
«سخنیست در گلویم، تو شبیه گاومیشی!
چه مدیر ناقلایی! چه ریاست بلایی!
چه سری، دمی، چه پایی! چه سبیلی و چه ریشی!
همه قلع و قمع گشتند و تو قلعه ساز گشتی!
همه کیش و مات ماندند و تو رهسپار کیشی
به لحاظ خُلق و خویت، تو همین مصرع بعدی
نظرم کمی عوض شد. تو همان مصرع پیشی
ابداً! نه خیر! حتماً! بله زودتر! نه هرگز!
چه اوامر عجیبی! چقَدَر روان پریشی!
دگران روند و آیند و تو همچنان رئیسی
همه کار می توانی، همه جا مدیر میشی
شاعر:سید امیر سادات موسوی
نظرات شما عزیزان:
تنها 
ساعت10:44---27 ارديبهشت 1391
|